Friday, April 30, 2010
Thursday, April 15, 2010
Sunday, April 4, 2010
eyd tamom shod
عید یه چیز ِ بسیار مزخرفیه که خوشبختانه تموم شد(الان یاده آهنگ "ِچیز" ِشاهین نجفی افتادم)
آدم همش خوابش می یاد، حال ِ هیچ کاری رو نداره ...من حتی موقع ِ کنکور هم عید درس نمی خوندم و خیلی جالبه که بیرون هم نمی رفتیم و حتی مسافرت، اما حال ِ درس رو هم نداشتم
البته من امسال زیاد رفتم بیرون با دوستام.
توی عید قیافم خیلی خوب شد بود، دیشب نشستم یه گزارش کار(فیزیک1 اندازه گیری ِ ضزیب اصطکاک) نوشتم یهو صورتم شروع به خارش کرد. 2 جاش قرمز شد.اینو خواستم بگم که درس باعث ِ زشتی می شه
فکر کنم فردا امتحان ِفرانسه دارم و من هیچی نخوندم(ترم ِ 2 تموم می شه)
دیروز رفتم دانشگاه ساعت 3:30 اما کس ِ خاصی رو ندیدم به اون صورت حالا ببینم امروز کیا می یان. اکثراً با لباسای نو اومدن ،کلا خنده داره(من کفشام جدید شدن اما جالب اینجاست که جدید هم نیستن و مال پارسال ِ،با این تفاوت که من نمی پوشیدمشون چون فکر می کردم خوب نیستن اما اشتباه فکر می کردم
سیزده به در هم با دختر خالم و بچه هاش رفتیم پارک ساحلی و جاتون خالی دکتر قدوسی هم دیدم!
گره زنی علف های دختران بی شوهر :))))))
پ.ن:27 اسفند تولد گرفتم(تولدم 25 اسفنده)خیلی خوش گذشت
Subscribe to:
Posts (Atom)